محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

381

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

يقدر : مقايسه يا تشبيه مىكند . يتبيغ : برآشفته مىسازد . ساختار ادبى ما : از نوع استفهام و مبتدا است . كنت : زائد و بدون نقش و معناى مشخصى در جمله است . تصنع : خبر براى مبتداى پيش گفته است . ويحك : اسم فعل براى ترحم خواستن است . مفعول براى فعل محذوف و در اصل چنين بوده است : « الزمك اللّه ويحا » . هم‌چنين براى ابراز تعجب و به هنگام درد كشيدن به‌كار مىرود . كأنت : كاف به معناى مثل است و خبر براى « ليس » قرار گرفته است . شرح و تفسير شريف رضى مىگويد كه امام عليه السّلام در بصره به خانه علاء بن زياد حارثى رفت تا از او عيادت كند . وى از ياران امام عليه السّلام بود و خانه فراخ و بزرگى داشت . امام عليه السّلام به او فرمود : ( ما كنت تصنع بسعة هذه الدّار في الدّنيا و أنت إليها في الآخرة كنت أحوج ) انسان از روى غريزه ، زندگى و ثروت را دوست دارد و اسلام از ثروت‌اندوزى به‌طور مشروع نهى نمىكند و رفاه و بهره‌برى از نعمت‌هاى دنيا را نكوهش نمىكند : « [ اى پيامبر ] بگو زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده و [ نيز ] روزيهاى پاكيزه را چه كسى حرام گردانيده . » « 1 » البته به شرطى كه اين ثروت در راه حق و جلب خشنودى خدا

--> ( 1 ) . قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ اعراف / 7 : 32 .